|
ای دریغ و حسرت همیشگی "ناگهان چقدر زود دیر میشود"
|
زن گفت " نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد . باز این لعنتی ها پارش می کنن
و بوی گندشون کوچه رو ور می دار"مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم
ریخت و گفت " دیگه کارشون تمومه ، فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و
کنار خیابون جمع کنه " و کیسه زباله را بیرون برد . فردا روزنامه ها تیتر زدند : " مرگ
خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی"
پ.ن : بعد در تاریخ ... روزنامه ... با افتخار تیتر میزنه:
کمک ۵۰۰ میلیارد دلاری ایران به بولیوی...
آنکه ویران شده از یار مرا می فهمد
آنکه تنها شده بسیار مرا می فهمد
چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام
که فقط ریزش آوار مرا می فهمد
ـــــ : هی ی ی ی ی خـــــــــــــــــــدا پس کجایی ؟؟؟
پوزش از همه ی دوستان که مدتی نبودم و
نیستم منتظر باشید به زودی بر می گردم
فعلا باااااااای

وطن یعنــــی دویدن در پی نان
وطن یعنی کمک کردن به لبنان
وطن یعنی عرب را چاق کردن
معلـــــم های خود را داغ کردن
وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیـر و درگیـر
وطن یعنی همین بنزین ،همین نفت
همین نفتـی که توی سـفره ها رفت
وطن یعنــی پذیــرایی ز افــغان
وطن یعنی سفر استان به استان
وطن یعــنی همیــن آئینۀ دق
وطن یعنی خلایق هر چه لایق
تهش چسبیده: اگه تونستی بیت بعدیش رو تو بگو ...
هموطــــــــــن برخیـــــــــز و عزم کار کن
دوم خــــــــــــــــــــرداد را تــــــــــکرار کن
سیـــــــــــــدی دیگر به میــــــــدان آمده
موســـــــــــــــم تغییر ایــــــــــــران آمده
موســـــــــــــــــــوی از ماست همراهش شویم
زادۀ زهـــــــــــــــــــــــراست همـــــراهش شویم
پ.ن 22 خــــــــــــــــــــــــرداد سبــــــــــــــــــــــــز بیاندیشیم...